• کاشمر
  • مجموعه: کاشمر
  • توضیحات:

    فلکه شهربانی کاشمر

  • کاشمر
  • مجموعه: کاشمر
  • توضیحات:

    برف کاشمر

  • کاشمر
  • مجموعه: کاشمر
  • توضیحات:

    سید مرتضی کاشمر

 

تبليغات

آمار بازدیدکنندگان

200امروزmod_vvisit_counter
825دیروزmod_vvisit_counter
200این هفتهmod_vvisit_counter
11096هفته گذشتهmod_vvisit_counter
28466این ماهmod_vvisit_counter
47283ماه گذشتهmod_vvisit_counter
1395913کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 61 مهمان حاضر
IP شما: 54.196.47.128
 , 
امروز: 28 آبان 1396
 
حجت الاسلام ایماندوست مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 22 تیر 1395 ساعت 16:13
حجت الاسلام ایماندوست :

یک روز پاییزی در آذر ماه 1388  حجت‏ الاسلام محمد ایراندوست (مشهور به ایماندوست) می‏رفت تا مثل هر روز به درس روزمره‏ اش در حوزه حاج سلطان‏ العلماء برسد. چندقدم مانده به ورودی حوزه درد فضای قفسه سینه‏ اش را فرا گرفت....  بقیه در ادامه مطلب ....

بر دیوار مدرسه تکیه زد. درد چنگ در قلبش انداخته بود. خودش را به ورودی حوزه رساند. پیرمرد 78 سال سن داشت. از ده سالگی آشنای این حوزه بود. درد امانش را برید. نقش زمین شد.  وقتی چشم گشود، چند سفیدپوش را دید که در پیرامون او در رفت و آمد بودند. او سه شب مهمان بخش قلب بیمارستان شهید مدرس بود.

پزشکان امر کردند که پیرمرد باید به مشهد اعزام شود. بیمارستان جواد الائمه(ع) پذیرای تن خسته‏ اش شد وقت عمل قلبش فرا برسد. عمل موفقیت‏ آمیز بود. در میانه دوران نقاهت ناگاه دوباره حال پیرمرد دگرگون شد و به کُما رفت. همه قطع امید کرده بودند. محرم آن سال بسیاری از مومنین و مومنات دیار کاشمر در مراسم عزاداری یادی از او کردندو برای سلامتی‏ اش دست به دعا برداشتند. چندین نوبت همه چیز برای برگزاری مراسم ارتحالش مهیا شد ولی به لطف خدا هنوز  عمرش به دنیا بود. بهار 1389 بعد از قریب شش‏ ماه حال پیرمرد بهتر و بهتر شد.

از آن روزها قریب شش سال می‏گذرد. ایشان بنا به دستور پزشکانش بسیاری از برنامه‏ های روزمره‏اش را تغییر داده است. کمتر روضه می‏خواند. برای اقامه نماز جماعت به مسجدی نمی‏رود. کمتر بر منبر حاضر می‏شود. با این همه ثابت‏ قدم و پر انگیزه در کلاس درسش در حوزه علمیه حاضر می‏شود. حجت‏ الاسلام محمد ایراندوست (ایماندوست) در 84 سالگی در امر تدریس و مطالعه و نگارش همچنان پویا و فعال است.

 

حجت الاسلام محمد ایراندوست مشهور به ایماندوست  در بهار 1311 در خانواده‏ای مذهبی در روستای قوژد دیده به جهان گشود. پدرش تحصیلات حوزوی داشت. « طرف پدر پشت اندر پشت قرآن خوان و حوزه رفته بودند. جد ما را حاج آخوند لقب داده بودند. تا هفت پشت همه روحانی و حوزوی بودند. مرحوم پدرم در دوره رضاخانی و در پی برخورد با علماء در بازار به تجارت مشغول شد. پدربزرگم پدرم را به آیت‏ الله شیخ محمد حسین اولیایی، مجتهد مشهور ترشیز و بانی حوزه علمیه حاج شیخ سپرده بود. ایشان ولی پدرم بودند»

در پنج سالگی برای فرا گرفتن قرآن راهی مکتبخانه عیال حسین‏ خان یکی از مکتبخانه‏ های فعال روستای قوژد می‏شود.«آنجا قرآن‏خوان شدم. یادم هست که پاسبان‏ها پیگیر کشف حجاب بودند. پاسبانی که قصد دستگیری تعدادی از بانوان محجبه داشت را به چشم دیدم، شش ساله بودم که در مکتبخانه حجت‏ الاسلام حسین فاضل یک دوره حلیه‏ المتقین را گذراندم» محمد حافظه خوبی داشت. مرحوم فاضل به پدرش گفته بود محمد را به نزد یک عالم بفرستد. حوزه‏ های علمیه در دوره پهلوی اول تعطیل بودند.

« به امر پدر راهی مکتبخانه محمد شفیع صفایی در شهر شدم. مکتبخانه ایشان در محل حوزه علمیه حاج سلطان قرار داشت. آن ایام حوزه ‏های علمیه تعطیل بودند. حوزه حاج شیخ تبدیل به دبستان شده بود. حوزه قدیم یا همان حوزه دانش یا عتیق تبدیل به نواخانه شده بود.بخشی از حوزه حاج سلطان مکتبخانه شده بود. نزد مرحوم صفایی صرف و نحو و جامع‏ المقدمات را گذراندم. حسب نظر استاد کتاب‏های فارسی مثل گلستان و بوستان را هم می‏خواندم»

برابر دستور مادر هر از گاه در مسجد بالاده (امام جعفر صادق (ع) ) روستای قوژد روضه‏ خوانی می‏کرد. عطش دانستن باعث شد محمد در محضر حجت‏ الاسلام سید محمد لطفی از اساتید به نام کاشمر حاضر شود. یک دوره ادبیات عرب و سیوطی را با موفقیت نزد ایشان گذراند. دیدار با علمای مختلف برای محمد نُه ساله لذتبخش بود. در ایام تعطیلی حوزه ‏ها خوشه‏ چین محضر علمایی چون؛ اشراقی و حاج شیخ محمد حسین مدرس شده بود. حسب نظر اساتید در ده‏ سالگی معمم شد. این ایام مصادف با بازگشایی حوزه ‏های علمیه بود. محمد طلبه حوزه علمیه حاج سلطان شد.

در ده سالگی با تشویق اساتیدش اولین منبر رسمی‏ اش را  برگزار کرد. در روستای قوژد و سطح شهر در جلسات روضه‏ خوانی دعوت می‏شد و ذکر مصیبت می‏کرد. در 13 سالگی در ده شب دهه فاطمیه روضه خوان منزل حاج شیخ محمد حسین مدرس شد. این روضه ‏خوانی بعد از 82 سال هنوز هم  در بیت شریف فرزندان آن روحانی والامقام ادامه دارد. دوران طلبگی با شاگردی علمای بزرگوار و دانشمند چون حجج اسلام؛ حاج آقای نور، واله (پدر  مرحوم واله استاد اخلاق) ، لطفی و اشراق سایرین گذشت.

از استادنش با نیکی یاد می‏کند؛« شرح نظام را خدمت ثقه‏ الاسلام فرقانی، مغنی و مطول را خدمت استادحاج شیخ محمد طاهر اشراقی، لمعتین را نزد حجت‏الاسلام شیخ محمد حسین مدرس، رسائل و مکاسب و کفایه را خدمت آیت‏الله امامی و حاج سید محمد قدس نبوی، خارج عروه ‏الوثقی و اصول و منظومه را خدمت حاج شیخ محمد الهی و آیت‏ الله امامی به پایان رساندم و افتخار دارم که از سنه 1320 تا حالا که سنه 1395 شمسی می‏باشد مشغول تدریس و تدرّس  هستم. به لطف خدا در این 75 سال توانستم در امر تدریس جامع‏المقدمات تا لمعتین، مکاسب، فرائد و ... در خدمت طلاب عزیز باشم»

از همدوره‏ ای‏های وی می‏توان به حجت‏الاسلام واله و حجت‏ الاسلام فضل الله شریعتی اشاره کرد. «اولین منبر خارج از شهرستانم به هجده سالگی‏ ام بر می‏گردد، به اتفاق مرحوم واله به سبزوار دعوت شدیم. ماه رمضان بود و صبح‏ها و ظهرها و بعد از افطار در مسجد جامع منبر می‏رفتم. همان ایام د رماه شوال راهی بشرویه شدم. موضوع منبرم رد بهائیت بود. همین منبر را در فردوس تکرار کردم. سخنانم با استقبال متدینین مواجه شده بود. علمای وقت خیلی تشویقم کردند.» آوازه این خطیب جوان باعث شد تا هر از گاه در شهرهای مختلف استان به وعظ و خطابه بپردازد. در همین اوضاع بود که به آبادان دعوت شد.

« در سفری به مشهد دوستانی از آبادان پای منبرم بودند و بعد از اتمام سخنانم مرا به آبادان دعوت کردند. یک ماه رمضان را در 20 سالگی در آبادان بودم. بعد به بابل دعوت شدم. معمولاً ماه رمضان و محرم و حتی صفر را در خارج شهرستان و گاهی خارج از استان منبر می‏رفتم. قریب یازده سال ماه رمضان مهمان بابلسری‏ها بودم. یازده سال هم در شاهرود منبر می‏رفتم. ده سال هم در مسجدی در قلهک تهران حاضر می‏شدم.»

شیخ محمد ایراندوست(ایماندوست) از مرحوم حاج شیخ هادی سلطان‏ العلماء به نیکی یاد می‏کند؛ «ایشان از علماء و مبلفین و وعاظ سرشناس منطقه بود و از جمله ثروتمندان ترشیز شناخته می‏شد. فرزندی نداشت، وی مدرسه ‏ای ساخت و تمام اموالش را وقف آن کرد و تولیتش را به مرحوم آیت‏ الله حاج شیخ محمد حسین اولیایی واگذار نمود. وقف‏ نامه این مدرسه بسیار مدبرانه و از سر خرد تنظیم شده است. عمل به این وقف‏ نامه یکی از دلایل سربلندی این حوزه تاثیرگذار است. البته حوزه حاج شیخ هم میراث ماندگاری از حاج شیخ محمد حسین اولیایی است. خدا رحمت کند آیت‏الله امامی را ایشان این مدرسه را مرمت کردند. مرحوم عربی هم اهتمامی خاصی در بازسازی و احیای این مدرسه داشت».

حاج آقای ایراندوست تاکید فراوانی بر لزوم آشنایی نسل جدید با حوزه علمیه و میراث علمای اعلام منطقه دارد. «باید مردم را با جایگاه مرحوم حاج میرزا احمد مجتهد ترشیزی شاگرد شیخ انصاری و میرزا حسن شیرازی آشنا کرد. باید اهالی کاشمر حاج شیخ محمد حسین اولیایی شاگرد ایشان را بشناسند. حاج شیخ شاگرد آخوند خراسانی بود. حاج شیخ به کاشمر لقب نجف اصغر داده بود. مرحوم آیت‏الله امامی از اوتاد بودند. ایشان نیز در حوزه علمیه نجف اشرف کسب فیض کردند. این بزرگوار شاگرد آیات عظام نائینی و اصفهانی بود. مرحوم آیت‏ الله شیخ محمد الهی را باید معرفی کنیم. ایشان هم‏درس و هم مباحثه آیت‏الله الهی قمشه‏ ای بودند.»

این استاد حوزه‏ های علمیه کاشمر از ؛ آیت‏ الله حاج شیخ محمد صادق سعیدی و برادرشان حاج شیخ محمد کاظم،حاج شیخ محمد حسن مدرسی و فرزندشان حاج شیخ جوادمدرسی، حاج شیخ علی امام‏ جمعه، حاج شیخ حبیب‏ الله مجتهد، حاج سید محمد آل‏ طه، حاج سید هدایت‏ الله نور، حاج سید محمد علی پیش‏نمازی، حاج شیخ حسین تدین، حاج میرزا محمد علی قدس نبوی، حاج شیخ محمد طاهر اشراقی، حاج شیخ محمد سیبویه، حاج شیخ محمد واله، حاج شیخ علی اکبر کریمی، شیخ محمد علی عربی و حاج شیخ ضیاءالدین برهانی و سایر علمای متقدم و متأخر کاشمر به نیکی یاد می‏کند.

این خطیب 84 ساله تقید و پای‏بندی اهالی شهرستان کاشمر به مسایل دینی را بزرگترین سرمایه این دیار می‏داند.« مردمانی خوب داریم. متدین و دوستدار اهل بیت هستند. رابطه خوبی با روحانیت دارد. آبادانی بقاع متبرکه، مساجد و تکایا و زنده بودن هیئات مدیون مردم دینمدار است. باید در راه آشنایی جوانان با زحمات نسل‏های قبلی تلاش کنیم. شیرین‏ ترین خاطره من همین همراهی مردم با روحانیت است. شما در احوالات بسیاری از علماء شاهد ارتباط خوب آنان با مردم هستید. این ارتباطات باعث آبادی شهر شده است. وقتی یک روحانی برای یک کار خیر یا علی می‏گوید شاهدیم که مردم نیز پشت سر وی حرکت می‏کنند»

حجت‏ الاسلام ایراندوست طلاب و روحانیون جوان را به ارتباط بیشتر با مردم ترغیب می‏کنند؛« روحانی باید مردمی باشد. با مردم نشست و برخاست داشته باشد. باید برای با مردم بودن سواد داشت. مردم به روحانی و طلبه با سواد احترام می‏گذارند. بهترین دارای هر روحانی سواد و مردمداری آن روحانی است. باید برای هر منبر کلی مطالعه کرد. در دوره فعلی بحث شبهه و مسایل شبهه‏ دار زیاد است. روحانی باید برای این شبهه‏ ها پاسخ داشته باشد. باید جوانان را فراموش نکنیم. اینها را نباید در برابر اینترنت و ماهواره و هجمه‏ های مختلف تنها بگذاریم. روحانی‏ها باید دستگیر جوانان باشند».

وی از مسئولان می‏خواهد توجه بیشتری به حوزه‏ های علمیه و درخواست‏های طلبه‏ ها داشته باشند؛« امام جمعه با دقت نظر پیگیر مسایل حوزه و روحانیون هستند. باید مسئولان ایشان را به خوبی حمایت کنند. خدا رحمت کند مرحوم عربی را که در بازسازی حوزه علمیه حاج شیخ بانی شد، باید  سایر حوزه‏ های علمیه کاشمر نیز مورد توجه قرار گیرند. باید همه روستاهای کاشمر دارای روحانی باشند.» ایراندوست که روزگاری طولانی امام جماعت مساجدی مانند؛ صاحب‏الزمان(عج)، الزهرا (س)، قائم(عج)، دعایی و... بوده است بر برگزاری نماز جماعت در مساجد سطح شهر تاکید دارد و امیدوار است هیچ مسجدی بی روحانی و بدون نماز جماعت نباشد.

ایشان تاکید بسیاری بر حضور روحانیت در مدارس و اقامه نماز ظهر و عصر دارند. خود نیز روزگاری در یکی از مدارس شهر برای این مهم حاضر می‏شد؛«دانش‏ آموزان در ذهنشان سئوالات بسیاری دارند. باید یک روحانی در دسترس آنها باشد تا با لبخند و شوخی و روی گشاده پاسخ‏گوی آنها باشد. ضمیر پاک دانش آموزان را باید قدر دانست. آنها فطرتی پاک دارند و به دنبال خوبی‏ها هستند. باید مسیر را به خوبی برایشان هموار کرد. روح پرسشگر آنها را باید قدر دانست. یک روحانی در یک مدرسه می‏تواند کارکردی عالی در حوزه تبیین مسایل ارزشی داشته باشد»

حاج آقای ایراندوست در 23 سالگی با دختر خاله‏ اش ازدواج کرد. حاصل این وصلت پنج دختر و دو پسر است.« من کثیرالاولادم و این از دعای والدین من است. اجدادم همگی تک فرزند بودند. فقط خدا به اینان یک پسر می‏داد. بعد از هفت نسل خدا به من هفت فرزند داد.» این روزها ایشان مشغول سروسامان دادن به تألیفاتشان است. بخشی از نوشته‏ های ایشان مربوط به منبرهای است که در طی80 سال گذشته داشته‏اند. تفسیر سوره یوسف یکی از کارهای ماندگار ایشان است. در نیمه اول دهه پنجاه مقالات ایشان در باره شرب خمر بازتاب خوبی در محافل کاشمر داشت. هم اینک قریب 15 دفتر حاوی منتخبی از جلسات وعظ و خطابه ایشان تنظیم شده است.

ایشان از بعض مرحوم آیت‏الله خوئی اجازه وجوهات شرعی دارند. حاج آقای ایراندوست کتابخانه شخصی‏شان را حاصل عمر خود می‏داند؛«اولین کتابم یک جامع ‏المقدمات بود. در گذر دوران تحصیل از سال 1308 تاکنون خرید کتاب یکی از علایقم بود. در مقاطع مختلف کتاب‏هایم را به این و آن و بعض حوزه ‏های علمیه هدیه کردم. الان کتابخانه‏ ام از ادوار مختلف عمرم رد و نشانی دارد. هم‏نشینی با کتاب حُکم هم‏نشینی با حکیمان و دانشمندان را دارد».

ایشان خویش را بازنشسته نمی‏داند. هنوز عشق تدریس در حوزه را دارد. البته از نظر سیستم اداری از سال 1392 بازنشسته محسوب می‏شوند. ولی همچنان پای ثابت حوزه‏ های علمیه کاشمر است. هنوز با مردم حشر و نشر دارند. مردم دوستش دارند. از جمله روحانیونی است که لبخند بر لب پاسخگوی سئوالات اهالی است. معتقد است یک روحانی باید هر روز دانسته‏ هایش را مرور کند و مسایل روز را بشناسد و با فتاوای تازه مراجع تقلید آشنا باشد. حجت‏ الاسلام ایراندوست باور دارد که یک روحانی برای آن که قدرش شناخته شود باید قدردان مردم باشد .

منبع : هفته نامه سرو کاشمر

باتشکر فراوان از جناب آقای بی تقصیر و سرکار خانم وزیری که اجازه استفاده از این مطلب را به ما دادند .

 
   
 
 

اوقات شرعی

 
یکشنبه
1396
آبان
28