دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶

سابقه تاریخی قوژد




سابقه تاریخی قوژد :

از آثار و بقایای تاریخی بر می آید که روستای قوژد سابقه ای بیش از دو هزار سال دارد . قبرستان دشت جنوب قوژد مربوط به هزاره اول قبل از میلاد مسیح (بیش از 2000 سال پیش ) – قلعه ریگ مربوط به دوره سلجوقیان (حدود 900 سال پیش ) و آسیابهای آبی قوژد مربوط به عصر صفویه (حدود 400 سال پیش ) از جمله آثاری هستند که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اند .

هر چند آثار مکتوب زیادی از روستای قوژد به جا نمانده است ولی در برخی کتب و اسناد تاریخی می توان به سابقه تاریخی قوژد پی برد.

اشرف التواریخ و تاریخ علمای خراسان از جمله کتب تاریخی هستند که به روستای قوژد و علمای این دیار اشاره کرده اند.

اشرف التواریخ از جمله کتب تاریخی باارزشی است که وقایع خراسان را در زمان محمد ولی میرزا (پسر فتحعلی شاه قاجار ) و حاکم خراسان در سالهای 1218 تا 1231 هجری قمری را شرح میدهد. مولف منشی دربار و مربی محمد ولی میرزا و سمت مشاور در هنگام حکومت شاهزاده در خراسان را داشته است .

همچنین اشرف التواریخ منبع مفیدی برای اطلاع از وقایع مربوط به آخرین بازمانده سلسله افشار یعنی نادر میرزا در خراسان و نیز درگیریهای قاجارها با امرای خراسان و ترکمانان و ایلات و طوایف سرکش شمال خراسان در دوره تثبیت قاجارها است .

در قسمتی از این کتاب و در زمان حمله به ترشیز که تاریخ آن 27 صفر سال 1219 (حدود 218 سال پیش ) بیان شده است آمده است :

محمد اسحاق خان نیز با جمعیت خود روانه ترشیز شده با سردار متلاقی و در تصرف قلعه جات متعلقه و تضییق محاصره آن قلعه پرداخته اول وهله قلعه قوژد که از جمله قلاع مستحکمه ترشیز و محل استظهار آن طایفه و مشحون از مردان کاری و دلیران خونریز بود به نیروی بخت بلند و طالع ارجمند شهزاده فیروزمند مفتوح و مسخر گردید … (اشرف التواریخ ،محمد تقی نوری،صفحه 155)

از متن فوق چنین استنباط میشود که روستای قوژد در زمان حکومت فتحعلی شاه یکی از مهمترین روستاهای کاشمر و دارای قلعه ای مستحکم بوده است و مردان جنگی و کارآزموده داشته است.

از دیگر کتب تاریخی میتوان از تاریخ علمای خراسان نام برد .

ماجرای نگارش تاریخ علمای خراسان از این قرار است که اعتضاد السلطنه وزیر علوم وقت طی نامه ای به موتمن الملک که در آن زمان از طرف ناصرالدین شاه تولیت آستان قدس رضوی را برعهده داشت ، از جانب پادشاه در خواست نگارش تاریخی در باب علمای خراسان میکند . برحسب این دستور موتمن الملک چهار تن از علمای برجسته و دانشور را برگزیده و به آنها امر مینماید تا به نگارش این اثر بپردازند . عبدالرحمان بن نصرالله مدرس شیرازی که به واسطه سابقه پدر و نبوغ  و دانش گسترده خود در سن بیست و سه سالگی به مقام تدریس در آستان قدس انتخاب شده است به عنوان سرپرست این گروه برگزیده میشود .

تاریخ اتمام نگارش این کتاب طبق متن در روز یکشنبه چهارم ذی القعده سال 1294 هجری قمری (حدود 140 سال پیش ) ذکر شده است . محور و موضوع اصلی کتاب شرح احوال علمای شیعه خراسان از عصر صفوی تا دوران مولف یعنی عبدالرحمان بن نصرالله مدرس شیرازی است .

در این کتاب به شرح زندگی دو تن از علمای برجسته روستای قوژد پرداخته شده است . محمد صالح ترشیزی و محمد جعفر ترشیزی دو تن از علمای برجسته بوده اند که در روستای قوژد به دنیا آمده اند و در جوار مزار پیر روستای قوژد به خاک سپرده شده اند .

محمد صالح ترشیزی عالمی بزرگ که در دوران حکومت نادرشاه میزیسته و در فقه و اصول و معقول و منقول مقامی بزرگ داشت و در اصفهان تدریس مینموده است و تالیفات و تصنیفهای زیادی داشته است و در اواخر عمر به زادگاهش (روستای قوژد ) برگشت و در شب چهارشنبه یازدهم جمادی الثانی سال 1160 هجری قمری دار فانی را وداع نمود و در جوار مزار پیر به خاک سپرده شد. طبق متن کتاب مرگ نادرشاه به خاطر ظلم و جفایی بوده است که به ایشان نموده است.

محمد جعفر ترشیزی فرزند محمدرضای ترشیزی سابق الاالقاب ،عالمی دیگر از دیار قوژد بوده که معاصر زمان فتحعلی شاه قاجار بوده است . وی تحصیلات ابتدایی و مقدمات را در مشهد مقدس گذراند سپس برای تکمیل تحصیلات به عتبات عالیات رفته و در محضر شریف شیخ جعفر نجفی معروف به کاشف الغطاء(از شاگردان علامه بحرالعلوم ) فقه و اصول را تکمیل نمود و به درجه اجتهاد رسیدسپس به دیار خود برگشت و به عنوان مرجع فتوا میداده اند. هنگامی که شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء به دیار ترشیز آمدند چند وقتی در خانه شیخ محمد جعفر ترشیزی در روستای قوژد گذراندند و در تصدیق و توثیقش بسیار کوشیدند . از جمله تالیفات ایشان حاشیه بر شرح لمعه دمشقیه است .سرانجام در سال 1244 هجری قمری به رحمت خدا پیوستند و درجوار مزار پیر قوژد به خاک سپرده شدند.

شرح کامل زندگی این دو بزرگوار براساس متن کتاب بدین شرح است :

محمد صالح ترشیزی :

العالِم النبیلُ و الحِبرُ الجَلیلُ اَلَّذی عَرفُ الفَضلِ مِنه فائِحٌ ، مولانا محمّد صالح ترشیزی قدّس الله روحه ، از اعاظم و اکابر علمای بلده ترشیز است . در معقول و منقول و فقه و اصول مقامی بلند و مرتبه بس ارجمند دارد.مولد شریفش قلعه قوژد با قاف مضمومه و واو و ژای معجمه فارسیه ساکنتین ، از قرای ترشیز . اتقان مبادی در خراسان ، پس مسافرت به اصفهان فرموده ، مدتی مدید در خدمت اساطیر کبار تحصیل اخبار و درایت و آثار و سایر فنون نموده تا هر یک را به درجه کمال رسانیده و از ایشان مجاز گردیده ، به همان قریه که وطن مالوف آن جناب بوده مراجعت کرده و گوشه فراغی برای طاعات و ادای وظایف عبادات فراهم آورده .

گویند تصانیف رشیقه و تالیفات انیقه بسیار از او یادگار مانده ، به نظر ما نرسیده است . تا در شب چهارشنبه یازدهم جمادی الثانیه سال هزار و صد و شصت داعی حق را لبیک گفته ، سن شریفش پنجاه و هشت سال ف مدفن انورش در جنب امامزاده معروفه (مزارپیر) در همان قریه است .

حکایت کنند که در اواخر سلطنت نادرشاه وجهی غیر موجه به ملا صالح نامی از اهل ترشیز حواله دادند . محصل آن تنخواه از راه اشتباه به مولانا محمد صالح مومی الیه درآویخت و مطالبه نمود . آن جناب هم از باب زهادت و ورع نمودن شخصی را که مقصود او بود اجتناب فرموده بالاخره جمیع مایعرف خویش را در وجه آن حواله بی جا رسانید ، وافی نشد ، به شکنجه و رنج مبتلا گردید . اقارب و اقوام آن فاضل علام ، طریف و تالد خود را تمام بدادند وجه مزبور به انجام نرسید . بیچاره بدین صدمات از دنیا درگذشت و نادرشاه از پی او نامه عمر درنوشت :

چو آتش مشو تند و سرکش مبادا                که دود از دل مبتلایی برآید

محمد جعفر ترشیزی :

العالِمُ المُویَّدُ المُظَفَّر ، مولانا محمّد جعفر – اَعلَی اللهُ مَحَلَّه وَ طَیَّبَ مَقَرَّهُ ، فرزند جلیل مولانا محمّد رضای ترشیزی سابق الالقاب است . مولدش قریه قوژد به ضم قاف از قرای ترشیز ، اتفاق مبادی و اکمال مقدمات در مشهد مقدس نموده ، پس مسافرت به عتبات عالیات فرموده و در محضر شریف مرحوم شیخ جعفر نجفی – رَفَعَ اللهُ مَقامَه بِفَضله الخَفّی – استفاضه فقه و اصول کرده تا گوی اجتهاد را به صوالج سعی و سداد از میدان برده مجاز گردیده و به محل خود روی آورده و به افاده علوم و ترویج فضایل و رسوم کوشیده ، مرجع انام و متبع در فتاوی و احکام شده .

گویند در زمانی که استاد نحریرش جناب شیخ جعفر مذکور بلده ترشیز را از مقدم سعادت توام خویش مشرف ساخت ، در منزل ایشان رحل وقوف انداخت ، بسیار در تصدیق و توثیقش بکوشید و این معنی سبب زیادتی اعتماد مردم گردید .

در سنه هزار و دویست و چهل و چهار به جوار رحمت خداوند غفار پیوست و در قریه قوژد نزدیک بقعه پیر که در آنجا معروف است مدفون گشت . از مصنفات آن جناب حاشیه بر کتاب شرح لمعه دمشقیه در میان است – رَحمه الله

 

بقایای تاریخی که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است :

بقایای قلعه ریگ از دوران سلجوقیان و قبرستان دشت جنوب قوژد مربوط به هزاره اول قبل از میلاد مسیح

آسیابهای آبی – دوره صفویه



  • آبا 16, 1394
  • |
  • بدون دیدگاه
  • |